سيد حسن آصف آگاه
133
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
بخش سوم : پيشگويىهاى جاماسپ پيشگويىهاى جاماسپ 1 ظاهرا پس از برافتادن خاندان هخامنشى ، تسخير ايران از طرف اسكندر مقدونى و استيلاى شاهان سلوكى بر سرزمينهاى آسيايى ، به تدريج از بطن ضد هلنى « مغان » زرتشتى ايران شكل گرفته است . اين پيشگويىها كه در محافل غيرايرانى به عنوان « پيشگويىهاى هيستاسپ sepsatsyH ? despylacopA » 2 شهرت يافت ، با پيشگويىهاى بهمن يشت همانندى بسيار دارد ، حتى منشاء اين دو را يكى دانستهاند كه بيانگر علائم ظهور سوشيانس در اوايل عصر پارتى ( اشكانى ) است . 3 پيشگويىهاى جاماسپ در دو بخش آمده : يكى به عنوان « جاماسپنامه » ( پهلوى : gam ? an - ps ? am ? a ? J ( دربارهء پايان هزارهء زرتشت و در پاسخ به ويشتاسپ شاه در چهار فصل و ديگرى به عنوان « يادگار جاماسپى » ( پهلوى : gips ? am ? a ? J ? i ragd ? ayA ( دربارهء تاريخ جهانى ايران ، كه از تلفيق اين دو اثر مىتوان به روايت نسبتا كاملى از پيشگويىهاى جاماسپ دست يافت . دربارهء جاماسپنامه تاواديا مىنويسد : « فصل يكم شرح احوال و اوضاع در پايان هزارهء زرتشت است ، شبيه آنچه كه در زند وهومن يشت 2 / 23 به بعد است . فصل دوم از آفتهاى طبيعت و آشوبها و جنگها ياد مىكند . ولى قطعا جاماسپ نمىتوانسته است پيشگويى كند ، چه پارهاى از اين پيشآمدها پيش از روزگار وى روى داده است . فصل سوم بهصورت يك گفتگو ميان اهرمزد و زرتوشت و بر سر رستخيز